انا لله وانا الیه راجعون .....................هستم اگر میروم ...............گر نروم نیستم
سلام دوستان ........................مادرم برای همیشه خاموش شد با آرزویی بر دل مانده ..................آرزوی بچه دار شدن من
مادرم 2 روز بعد از عمل تراکستومی بر اثر ایست قلبی درگذشت و روح پاکش در روز شهادت حضرت فاطمه به آسمان پر کشید
از همه دوستانی که نگرانم بودند معذرت میخوام زودتر نمی تونستم بیام .................... بعد ار مراسم شب هفت برگشتیم سیرجان والان در خدمت شما هستم
امیدوارم که با قرائت فاتحه ای روحش را قرین رحمت سازید .

عیدتان مبارک .
پی نوشت.به همه دوستان پیشاپیش عید را تبریک عرض می کنم چون مسافرم شاید چند روزی نباشم التماس دعا.
آغاز امامت آخرین اختر تابناک امامت وولایت بر عاشقان مبارکباد.
عاشقان عیدتان مبارک باد.
لب دریا، نسیم و آب و آهنگ،
شکسته ناله های موج بر سنگ.
مگر دریا دلی داند که ما را،
چه توفان ها ست در این سینه تنگ !
***
تب و تابی ست در موسیقی آب
کجا پنهان شده ست این روح بی تاب
فرازش، شوق هستی، شور پرواز،
فرودش : غم؛ سکوتش : مرگ ومرداب !
***
سپردم سینه را بر سینه کوه
غریق بهت جنگل های انبوه
غروب بیشه زارانم در افکند
به جنگل های بی پایان اندوه !
***
لب دریا، گل خورشید پرپر !
به هر موجی، پری خونین شناور !
به کام خویش پیچاندند و بردند،
مرا گرداب های سرد باور !
***
بخوان، ای مرغ مست بیشه دور،
که ریزد از صدایت شادی و نور،
قفس تنگ است و دل تنگ است، ورنه
هزاران نغمه دارم چون تو پر شور !
***
لب دریا، غریو موج و کولاک،
فرو پیچده شب در باد نمناک،
نگاه ماه، در آن ابر تاریک؛
نگاه ماهی افتاده بر خاک !
***
پریشان است امشب خاطر آب،
چه راهی می زند آن روح بی تاب !
« سبکباران ساحل ها » چه دانند،
«شب تاریک و بیم موج و گرداب » !
***
لب دریا، شب از هنگامه لبریز،
خروش موج ها: پرهیز ... پرهیز ... ،
در آن توفان که صد فریاد گم شد؛
چه بر می آید از وای شباویز ؟!
***
چراغی دور، در ساحل شکفته
من و دریا، دو همراز نخفته !
همه شب، گفت دریا قصه با ماه
دریغا حرف من، حرف نگفته
روز هفتم آذر بر تمامی دریادلان مبارک باد.
به سراغ من اگر می ایید نرم واهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من