گُر می گیری، گرمت می شود، گرما زیر پوستت می پیچد و تو سوختن را در سلول های احساست، حس می کنی. دماسنج دلت را که نگاه کنی، گرمای وجودت دستت می آید. انگار در اجاق رگ هایت هیزم می سوزانند. گرما بالاتر از حدّی است که برف چشم هایت را آب نکند و سماور هیئت ها را به جوش نیاورد. گرما بالاتر از حدّی است که زیر دیگ های نذری را روشن نکند.
داغ می شوی. محرم هنوز سوژه داغی است. نفس هایش گرم و عطرآگین است. انگار در ریه هایش اسپند و عود می سوزانند. هر سال صدای گام هایش، کوچه ها و خانه ها را هوایی می کند و با اولین دق البابش، در به رویش می گشایند و این گونه، عطر نفس هایش در پیراهن شهر می پیچد.
محرم، سیاه پوش داغی سترگ، از راه می رسد، داغی مثل آه بلند فرات و گلوی سوخته خورشید، مثل مجمر چشم هایی نگران و عطش هایی سربریده.
شانه های درختان باغچه تکان می خورد. گل ها لب به مرثیه می گشایند و نغمه های معطرشان تا هفت کوچه می پیچد.
کربلا، بذری است پاشیده در زمین محرم؛ بذری که پوسته اش را شکافته و آن قدر ریشه کرده و قد کشیده که شاخه هایش روی دیوار هر خانه ای به چشم می خورد و میوه هایش را هر سال اهالی خانه دستچین می کنند، میوه هایی که طعم داغش، دهانت را می سوزاند. درختی که ریشه هایش داغ نوشیده است و شاخه هایش گرمای دو آفتاب را در سلول هایش ریخته و در آوندهایش عطش جریان دارد، باید میوه ای بدهد که طعم عطش و آفتاب داشته باشد
...و تو از غدیر آغاز شدی
تو همان لحظه آغاز شدی؛ همان جایی که گرمای کویر، بند بند آدمی را تبخیر می کرد و ظهرِ بیابان، آن همه چشمان مشتاق را با حیرت می نگریست، همان جایی که حجة الوداع، رو به پایان بود و رسول مهر، دست های روشنگر پس از خویش را به کائنات نشان می داد.
و تو آغاز شدی؛ اگر چه آغاز تو را پیش ترها، لیلة المبیت و خیبر گواهی داده بودند، اگر چه تو را از ازل، پابه پای محمد، رقم زده بودند.
اتمام نعمت
هفت بند آسمان محکم شد؛ از آن روزی که تو بر فراز غدیر ایستادی و دستت، ستون مشیّد عرش، روبه پروردگار، بالا رفت.
تاریخ، از پیچ و خم سالیان و از پسِ خوابِ سر در گریبانش گردن کشید، تا جبل النورِ ولایت را ببیند و شانه های نخستِ امامت را بشناسد.
...و خدا، با تو، با غدیرِ تو دینش را کامل کرد و نعمت هایش را بر مؤمنینِ آخرالزمان، تمام... .
در امان ولایت تو...
این ردای عصمت، این خلعت موزون امامت، چه برازنده است بر قامت خیبرشکنِ تو!
این بزم شادمانی و تبریک، این عید مودّت و سرور، چه شکوهی دارد در پای دامان تو!
آه، امیر یگانه عدالت و امانت، خوش به روزهای از این پس که به یمن تو در تقویم هستی سبز می شوند و تا قیامت از تو، با نام تو در امانِ ولایتند!
عرشیان، نام تو را دست به دست می برند و دست افشانی می کنند.
گوش کن؛ رامشگرانِ ملکوت، تو را صدا می زنند:
ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو
زینت تاج و نگین از گوهر والای تو...
«خداوندا! رحیما، اندوهم را برطرف گردان و پنهان کردنی های مرا بپوشان و گناهم را ببخشا، و شیطانم را از من دور فرما و ذمّه ام را از همه تکالیف و حقوقی که دارم آزاد بساز، خدای من، درجات عالیه ای را در آخرت و دنیا نصیبم فرما!».
من ای خدا، آن بنده ای هستم که او را به دعا امر فرمودی و گفتی لبیک و سعدیک. اینک منم ای پروردگار، بنده افتاده در پیشگاهت، منم آن که پشتش از بار گناهان، سنگین گشته... رحمی کن و عنایتی فرما»
ایستاده ام پای وعده ای که با تو داشته ام؛ ایستاده ام تا «قالوا بلی».
ایستاده ام تا رشته شوق بر گردنم افکنی. ایستاده ام و جز تو چاره ای نمی شناسم.
ایستاده ام تا شکر کنم بندگی ام را؛ نعمتی را که به من داده ای برای زیستن و بودن.
این لحظات آیینگی را از من مگیر.
برخیز بیدار شو گوش کن صدای بال فرشتگان را میشنوى؟ نگاه کن باران نور را میبینى؟ عطر حضور را احساس میکنى؟ دلت را به او بسپار و وجودت را غرق تمنا کن امشب آسمان به زمین نزدیک میشود و کریمانه، دلهای کویری را ستاره باران میکند.
امشب، شب قدر است؛ شبی که برتر از هزار ماه است، شبی که برتر از تمام عمر توست، شب تولدی دوباره، شبی که درهای آسمان باز میشود. شب قدر است.
قدرش را بدان؛ شاید فردایی نباشد.
پرواز را به خاطر بسپار. دستانت را به فرشتگان بسپار سلام بر لیله مبارکه قدر سلام سلامی تا صبح.


ما دلتنگ تو می شویم در غیابت؛ بیشتر در کنار دل هایمان بمان. سلام بر تو ای تجلی عشق خداوند! ای خوانِ گستردة کرم پروردگار! ای استجابت بیمضایقه! ای وفور برکات و بشارات! تو قاصد سبز خداوندی برای انسان، برای انسان گنهکار که آمده ای تا بار دیگر، بشر را بهسوی خدا دعوت کنى. هر سال که تو می آیى، آمدنت نشان از آن دارد که خدا هنوز از انسان نومید نشده است، که خدا با وجود این همه عصیان و گناه، هنوز انسان را دوست می دارد و در پی رستگاری و هدایت بندگان خویش است.
یا جواد الائمه ادرکنی
میلاد مسعود دردانه امام رضا بر همه شیعیان مبارک

آری زن بودن و زیستن، زن بودن در شمار آمدن، زن بودن و حرف زدن و محبت دیدن.
زن بودن و انسان بودن، حقیقت داشت. زیرا از پشت پرده های رحمتِ آسمان، کوثر رحمت آمده بود، کوثر زاینده انسانیت و بزرگی.
او آمده بود، تا زنگار حقارت را از روح زنان تحقیر شده بزداید. و باور انسان بودن را به آنها بچشاند.
او آمده بود، تا شعر راستین حقیقت را ـ که موسیقی حیاتش در دستان زن بود، ـ بسراید. و عشق را در جامدان تقوی و پاکدامنی و ایثار به انسان بیاموزد.
او آمده بود، تا زن باشد و زن را آن گونه که هست و آن گونه که باید باشد، بشناساند؛ زنی که دامانش زمین رویش درخت پاک و روشن امامت باشد و از آنجا زینب برخیزد و حسین.
زنی که خود نور بود و کوثر زاینده نور!

حضرت فاطمه(س)، در آستانه طلوع فجر روز جمعه، بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت، مکه معظمه را به نور دیده خویش منور ساخته و پا به عرصه وجود نهاد.
ایشان در سن حدود هشت سالگی همراه علی(ع) به مدینه مهاجرت کرد و در سال دوم هجرت، در آغاز ماه ذیحجه، با علی(ع) ازدواج کرد و دارای پنج فرزند به نامهای حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن(ع) گردید.
ایشان بین نماز مغرب و عشا، در 13 یا 15 جمادی الاول، یا سوم جمادیالثانی سال 11 هجرى، در سن 18 سالگی در مدینه به شهادت رسید.
برای حضرت، 22 لقب و اسم شمرده شده است که به برخی از آنها اشاره میشود:
فاطمه، بتول، زهرا، سیده، عذرا، حوراء، طاهره، راضیه، زکیه، مرضیه، محدثه، صدیقه، هانیه، رضیه، انسیه.
مهریه حضرت زهرا(س)، «مهر السنّه» بوده است یعنی حدود 500 درهم نقره.
حضرت، جهیزیه مختصر و سادهای داشتهاند که تمام ظروف آن از سفال بوده است؛ لذا پیامبر فرمودند: «خدایا! به زندگی قومی که گرانمایهترین ظروفشان از سفال است برکت بده!»
حضرت رضا(ع) در مورد راز نامگذاری حضرت زهرا به فاطمه(س) فرمود: از پدرانم از رسول خدا نقل شده که فرمود: «من از این رو دخترم را فاطمه(س) نامیدم که خداوند فاطمه(س) و هرکس را که او را دوست دارد، از آتش دوزخ دور سازد»
![]()
خدایا روزهای انتظارم را می شماری نگاههای مضطربم را می بینی می دانم می بینی و می شماری می دانم در قاب چشمانم هستی وهمه چیز را می بینی بی قراریهایم را با صبوری تحمل می کنی خدایا حدیث کسایم رامی شنوی فاطمه وابوها وبعلها وبنوها همه اینها را می بینی و می شنوی من منتظر لطف توام منتظر نگاه تو ومنتظر احسان تو به حق فاطمه وابوها وبعلها و بنوها .که اگر نگاهم کنی که اگر احسانم کنی همه جا جار خواهم زد مهربانیت را لطفت را و احسانت را که فقط تو می توانی قلب مضطربم را آرامش ببخشی من منتظر لطف واحسان تو می مانم تا همیشه تا ابد و نتیجه هر چه باشد احسان توست ونشانه لطف بی منتهی تو که سراسر عمرم نتیجه احسان تست و من چه ناسپاسم که همچنان منتظر لطف دوباره توام ...
وبازهم من واین انتظار یلدایی
ویک سوال مکرر چرا نمی آیی
پناه برده ام آقا به بغض و آه وسکوت
تورا که هرچه صدا میزنم نمی آیی
حس سپاسگذاری یک احساس است نه اجبار. احساسی است که قلب ما را به زندگی ونعمت های آن باز می کند. در زندگی چه ثروتمند باشید و چه فقیر، اگر ازداشته هایتان احساس شادی و رضایت کنید منفعت بیشتری برایتان خواهد داشت تااینکه به خاطر نداشته هایتان غمگین باشید. شکرگذاری باعث می شود به آنچهکه داریم فکر کنیم نه چیزهایی که نداریم. به همین دلیل موجب شادی وخوشبختی می شود نه غم.
شکرگذاری احساسی بسیار قوی است. راهی را به سمت عشق و لذت برایمان باز میکند. من وقتی احساس خدا شناسی و شکرگذاری می کنم، حس می کنم به همه منابعانرژی جهان وصل شده ام. وقتی استرس، تردید یا عجله داریم، آرامش خدا شناسیو سپاسگذاری را از خودمان دریغ می کنیم، درصورتیکه همان می تواند بهتریندرمان برایمان باشد.
خدایا
شکرت می کنم امروز
واسه سیب و پرتقالی که روی درختاس
واسه کره و عسلی که میتونم با چایی بخورم
واسه پرنده ها و گل ها
و همه نعمت هایی که به من و خانوادم دادی
شکرت می کنم خدا
فرا رسیدن ماه ربیع الاول را به همه دوستان تبریک می گویم

شهادت امام هشتم امام غریبان امام رضا را به همه شیعیان تسلیت میگویم
مگذار مرا در این هیاهو، آقا
تنها و غریب و سر به زانو، آقا

بر محمد و آلش درود فرست، و مرا به قضایت دلخوش کن، و سینهام را به موارد حُکمت گشاده فرما، و به من اطمینان ده که به سبب آن اقرار کنم که قضاى تو جز به آنچه خیر است روان نشده، و شکرم را بر آنچه از من باز داشتهاى افزونتر از شکرم بر آنچه به من عنایت کردى قرار ده

خدایا! وجودم اشک شده است. همه وجودم از اشک میجوشد، میلرزد، میسوزد و خاکستر میشود. اشک شدهام و دیگر، هیچ. به من اجازه بده که در جوارت قربانی شوم و برخاک ریخته شوم و از وجود اشکم، غنچهیی بشکفد که نسیم عشق و عرفان و فداکاری از آن سرچشمه بگیرد. خدایا! میخواستم که سر بر آسمانت بگذارم و زارزار بگریم تا همه عقدههای فشرده شده در ضمیر ناله خودم را آرام کنم. ناگفتنیهای فراوان داشتم که میخواستم با تو در میان بگذارم
رازهای نهفته، نیازهای سوزان درونی، آههای زندانی، نالههای فشرده شده، همه وهمه را میخواستم با تو بازگو کنم. میخواستم به دریا روم و قلب مالامال از دردم را به امواج خروشان بسپارم تا ضربههای موج، پارههای غم را از قلبم بکند و تکهتکه به دریا ببرد و قلبم را چون قطعه بلور، پاک و صاف بکند. میخواستم سوز گردم، ذوق گردم، شوق گردم، عشق گردم، روح گردم، موج گردم، شمع گردم، نور گردم، اشک گردم، شور گردم، و بالاخره کلمه شوم که نخستین تجلی خداست...
بار الها بر محمد و آلش درود فرست، و فایده و برکت این ابرها را بر ما سرازیر کن، و آزار و زیانش را از ما بگردان، و به آن بر ما آفتى مرسان، و بر معیشتمان آسیبى نفرست. خداوندا خشکى سرزمینهاى ما را به سقایت خود برطرف کن، و وسوسه قلوبمان را به رزق خود بیرون فرما...

حمد خدائى را که اوّل همه آثار هستى اوست و قبل از او اوّلى نبوده، و آخر است بىآنکه پس از او آخرى
باشد، خدایى که دیده بینندگان از دیدنش قاصر، و اندیشه
و فهم وصف کنندگان از وصفش عاجز است. به دست قدرتش آفریدگان را ایجاد کرد،
و آنان را براساس اراده خود صورت بخشید، آنگاه همه را در راه اراده خود راهى نمود،
و در مسیر محبت و عشق به خود برانگیخت، موجودات هستى از حدودى که
براى آنان معین فرموده قدمى پیش و پس نتوانند نهاد، و براى هر یک از آنان
روزى معلوم و قسمت شدهاى از باب لطف قرار داد...

خداوندا! مرا وسیله صلح خویش قرار ده
آنجا که کین است؛بادا که عشق آورم
آنجا که تقصیر است ؛بادا که بخشایش آورم
آنجا که تفرقه است ؛ بادا که یگانگی آورم
آنجا که خطا است ؛بادا که راستی آورم
آنجا که شک است ؛ بادا که ایمان آورم
آنجا که نومیدی است ؛ بادا که امید آورم
آنجا که ظلمات است ؛ بادا که نور آورم
آنجا که غمناکی است ؛ بادا که شادمانی آورم
![]()
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است

خدایا روزیم گردان شفاعت حسین علیه السلام را در روز ورود (به صحراى قیامت )
و ثابت بدار گام راستیم را در نزد خودت با حسین علیه السلام و یاران حسین آنانکه بى دریغ دادند جان خود را در راه حسین علیه السلام
خدایا ببخش آن گناهانى را که پرده عصمتم را مىدرد
خدایا ببخش آن گناهانى را که بر من کیفر عذاب نازل مىکند
خدایا ببخش آن گناهانى را که در نعمتت را به روى من مىبندد
خدایا ببخش آن گناهانى را که مانع قبول دعاهایم مىشود
خدایا ببخش آن گناهانى را که بر من بلا مىفرستد
خدایا هر گناهى که مرتکب شدهام و هر خطایى از من سر زده همه را ببخش

براستى تو بر هر چیز توانایى و به اجابت خواسته ام سزاوار به رحمتت اى مهربانترین مهربانان

خدایا ... به من کمک کن تا آنچه را برایم رقم زدی با آرامش و صبر بپذیرم . مرا یاری کن تا پذیرفتن آن مرا در دعا کردن به درگاهت کاهل نکند ... یاریم کن تا آنچه را می خواهم تنها از تو بخواهم و خواستن و رسیدن به آن مرا از تو حتی لحظه ای دور نکند ...


آری
من آن ستاره ام که فراموش گشته ام
و بی طلوع گرم تو در زندگانیم
خاموش گشته ام
ستایش خداى راسزاست که در یگانگىاش بلند مرتبه و در تنهایىاش به آفریدگان نزدیک است؛ سلطنتش پرجلال و در ارکان آفرینشاش بزرگ است. بیآنکه مکان گیرد و جابه جا شود، بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامى آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگىِ او را پایانى نیست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامى امور به سوى اوست.

کاری بر او دشوار نیست و ناله فریادخواهان او را به کاری وادار و ناگزیر نمیسازد به ستوه نیاورد او را اصرار اصرار کنندگان. نگهبان نیکان و توفیق بخش رستگان و سَروَر جهانیان است و آفریدگان را سزد که به هر حال، در خوشی و سختی و در شدت و راحت سپاس او گویند و ستایش او کنند.
و اینک من، در هر دشواری و راحت و در هر سختی و سستی ستایشگر اویم و به او و فرشتگان و فرستادگان و کتب آسمانیش، ایمان دارم.
فرمانش را به جان شنوده و فرمان بردارم و در هر کار که او را خشنود و راضی سازد، شتابندهام. به قضا و حکمش سر تسلیم دارم و به اطاعت فرمانهایش مشتاق و از عقوبت و مجازاتش سخت در هراسم...

عید کمال دین .سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصایت و ولایت
امیر المومنین علیه السلام
بر شیعیان وپیروان ولایت خجسته باد

یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم
گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم
خود بتازیم به هر درد که از دوست رسد
بهر بهبود ولی فکر دوایی نکنیم
جای پرداخت به خود بر دگران اندیشیم
شکوه از غیر خطا هست،خطایی نکنیم
یاور خویش بدانیم خدایاران را
جز به یاران خدا دوست وفایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم
گر که دلتنگ از این فصل غریبانه شدیم
تا بهاران نرسیده ست هوایی نکنیم
گله هرگز نبود شیوه ی دلسوختگان
با غم خویش بسازیم و شفایی نکنیم
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم
وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم
پر پروانه شکستن هنر انسان نیست
گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم
و به هنگام نیایش سر سجاده ی عشق
جز برای دل محبوب دعایی نکنیم
مهربانی صفت بارز عشاق خداست
یادمان باشد از این کار ابایی نکنیم

سالروز تولد امام نهم شیعیان امام علی النقی بر همه دوستداران اهل بیت مبارک باد
خدایا ما را از کسانی قرا ر ده که :
آنها را برای قرب و دوستیت برگزیدی ، آنانی که برای عشق و محبتت خالص گردانیدی ، مشتاق لقایت نمودی و راضی به قضایت گردانیدی ، به انها نعمت دیدار عطا کردی و نعمت رضا و خوشنودیت را به آنها بخشیدی و از عذاب هجران و دوری از خودت پناهشان دادی و در جایگاه صدق و راستی در جوار خود جایشان دادی ، برای معرفتت مخصوصشان کردی و آنها را شایسته بندگیت گردانیدی و قلبشان را دلباخته محبت خودت کردی و برای مشاهده جمال خود انتخابشان کردی و دلشان را برای دوستی خودت از هر چیزی فارغ کردی و به آنچه نزد توست ترغیبشان نمودی ، ذکر و یادت را به آنها الهام کردی ، توفیق شکر به آنان دادی و به اطاعت و فرمانبرداری خود مشغولشان کردی وآ نان را از بندگان صالح خود گردانیدی ، آنان را جهت مناجات با خود برگزیدی و هر چیزی که باعث بریدن آنها از تو بود را بریدی

و باز ازتو می خواهم :
خودت را محبوبتر از انچه غیر خودت است برای من قرار دهی ، و محبت من را باعث خوشنودیت قرار دهی ، واشتیاقم به خودت را باعث دوری من از گناه و معصیت قرار دهی .
به من با چشم دوستی و مهربانی نگاه کن ، رویت را از من برمگردان و مرا در پیشگاهت از اهل سعادت و خوشبختی قرارده

خداوندا! یک لحظه مرا به خودم واگذار مکن و چیزهای خوبی که به من بخشیده ای، از من باز مگیر.

تو پناهگاه منی، به هنگامی که راهها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخنای زمین بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اکنون جزء هلاک شدگان بودم. و تو مرا از خطاهایم باز میداری. و اگر پردهپوشی تو نبود از رسوایان بودم.


پیشاپیش عید قربان را به همه مسلمانان تبریک می گویم مبارک باشد.


شهادت مظلومانه امام محمد باقر رابه همه شیعیان تسلیت می گویم

مگر به سایه نام تو رو کنم پس از این
که در پناه تو امن است یا علی مددی

شهادت امام جواد دردانه امام رضا را به همه شیعیان تسلیت می گویم
دهه کرامت مبارک باد
با تاخیر ومعذرت از حضور منور حضرت معصومه تولد آن بانوی گرامی وکریمه اهل بیت و برادر بزر گوارشان امام رضا را به پیشگاه امام عصر وشما دوستان گرامی تبریک عرض می کنم .
بر دل دریایی ام بنگر نه بر بار گناه
.jpg)
نجاتم ده به رحمت خود از عذاب دوزخ و رسوایى ننگ در آن هنگام که نیکان از بدان جدا گردند و احوال دگرگون شود و هراسها مردم را فراگیرد و نزدیک و مقرب شوند نیکوکاران و دور گردند بدکاران و به هر کس هر چه کرده است داده شود و ستم به ایشان نشود
خدایا به سوى تو شکایت آورم از نفسى که مرا همواره به بدى وادارد و به سوى گناه شتاب دارد و به نافرمانیهایت حریص است و به موجبات خشمت دست درازى کند مرا به راههایى که منجر به هلاکت مى شود مى کشاند و بصورت پست ترین نابودشدگان درم آورد بیماریهایش بسیار و آرزویش دراز است اگر شرى به او رسد بى تاب شود و اگر خیرى نصیبش گردد سرکشى کند به اسباب بازى و سرگرمیهاى بیهوده بسیار متمایل و از بى خبرى و فراموشى انباشته است مرا به سوى گناه شتاب دهد و به نوبت توبه به امروز و فردایم کند .
مبادا آسمان بیبال وبی پر
مبادا در زمین دیوار بیدر
مبادا هیچ سقفی بیپرستو
مبادا هیچ بامی بیکبوتر
خدایا به کدامین گناه نا کرده می رانی ام
به کدامین عشق آلوده دریغم می کنی
به کدامین نافرمانی عذابم می دهی
بگو تا بدانم وآرام بگیرم ای آرامشم
خدایا من همه خواستن شدم
وتو ندادن
من همه طلب شدم
وتو تردید
من همه شکفتنم وتو همه شک
خدایا بر درگاه نیازت بستر گسترانیده ام و خیال رفتن ندارم
می توانی برانی ام می توانی بپذیری
کدامیک...
اى داناى اسرار نهان اى نیکو پرده پوش شفیع گردانم نزد تو جود و کرمت را و توسل جستم به حضرتت و به مهربانیت در پیش تو پس دعایم مستجاب کن و امیدم را درباره خودت به نومیدى مبدل مکن و توبه ام را بپذیر و گناهم را به کرم و مهربانى خود نادیده گیر اى مهربانترین مهربانان
و باز ازتو می خواهم :
خودت را محبوبتر از انچه غیر خودت است برای من قرار دهی ، و محبت من را باعث خوشنودیت قرار دهی ، واشتیاقم به خودت را باعث دوری من از گناه و معصیت قرار دهی .
به من با چشم دوستی و مهربانی نگاه کن ، رویت را از من برمگردان و مرا در پیشگاهت از اهل سعادت و خوشبختی قرارده
ای برطرف کننده غم و رنج و زیان ! ای بزرگ احسان ! ای آگاه از سّر بندگان ! ای نیکو پرده پوش بر گناهان ! جود و رحمت نامنتهای تو را به سوی تو شفیع می گردانم و به جناب تو و مهربانیت نزد تو توسل می جویم ... پس دعایم مستجاب کن و از امیدی که به لطف تو دارم محرومم نگردان ... قبول فرما و خطاهایم به کرم و رحمتت محو گردان ...
وبدین بشارتست که ارام میگیرم
ای بخشاینده ی همه سیه نامگان
با همه شرمندگی ها وقصور بندگی ها
از پیشگاهت امید بخشایش دارم
هر لحظه ام باغ بود و نشناختم .زیر هر گامم گنج بود و بدان نپرداختم.
چه لحظه هاوقت نماز بود ودر من حال نماز نه
حضور نازنینی چون تو بود و در من شور نیاز نه
اینک شاخساری بی خوشه ام
و رهنوردی بی توشه
نه بی توشه که خسته
رهنوردم اما پای بسته
از این همه دلی دارم اما شکسته
بر گرفته ار هزار خوشه عقیق مرحوم مهدی سهیلی