روح خونه

سلام دوستان خوبم

 

قرار بود با یه مطلب توپ برگردم اما نشد .............نپرسید که باعث ملال است وبس ..............موضوع نخنما شده ای  بیش نیست  .................اما من همچنان منتظرم 

 

 

و اما این یک ماه گذشته من ...................دقیقا بیست وپنجم ماه قبل رفتم قم وخونه مادر خدا بیامرزم رو فروختم ...................خانه ی نوجوانیم ................جوانیم  و خانه خاطرات تلخ وشیرینم را .....................اما بیشتر تلخ ..................تلخی که تنها با حلاوت مادرم شیرین میشد  و این روزها با نبودنش از همیشه تلختر شده بود .............هر چه بود تموم شد .................به اصرار شوهرم بود وابرام من برای نفروختن ...................نمی دونم کدوم کارم درست بود فروختن یا نگهداشتن .........خونه سوت وکوری که انگار اصلا روح نداشت ................انگار تمام روح خونه مادرم بود که پر کشیده بود ورفته بود ...............البته تا سال مادرم وقت گرفتم بعد از سال که فروردین سال آینده است خونه رو تحویل میدم ........... و با تمام خاطراتش خدا حافظی می کنم ....................بعضی وقتا حتی دلم نمی خواد به اون محله برگردم ..................چطوری میخواستم نگهش دارم ......................هر جایی رو نگاه می کردم نبود مادرم حس میشد انگار در تمام زوایای خونه یه کمبودی حس میشد ............یه کمبودی که جبران نشدنی بود .................اخه مادرم خونه اش رو بنام من کرده بود .................نه بچه نداشتم ............مثلا میخواست پشتوانه ام  باشه

/ 4 نظر / 5 بازدید
صبا

روحشون شادودعای خیرشون بدرقه زندگیت عزیزم

پریا*

سلام مهتاب آسمونی قشنگم ...بینهایت دلتنگت به خونه قدیممون سر زدم و بعد از مدتها خواستم چیزی بنویسم که وسوسه خوندن روزهای قبل منو برد به جایی که متاسفانه فهمیدم مامانت رو از دست دادی ... از دست که ندادی چرا که هیچ مادری از دست رفتنی نیست که همیشه با ما هستن و خیلی نزدیک به ما .. تو قلبمون تو همه وجودمون ..تو نگاه تک تک زیبائیهای خدا اون کبوتر پشت پنجره ... به هر حال غمش که هست و پایاینی نداره ..بهت تسلیت می گم ویکبار دیگه مثل همیشه آرزوی رسیدن به آرزوهات رو دارم بیادتم مواظب خودت باش

نانیا

سلام مهتاب جون. خدا رحمت کنهمادرت رو ان شاءالله همنشین خانوم فاطمه زهرا سلام الله باشن. راست میگی... خونه دوران کودکی و نوجوانی آدم براش خیلی جذاب و عزیز و به یاد موندنیه.... چون خاطرات آدمه همراه با کسانی که دوستشون داشتیم و اونا بودن که این خونه ها رو برامون خاطره انگیز کردن....... ولی چه میشه کرد... گردش روزگاره و صبر ما.... موفق باشی . مواظب خودت باش خانوم خانوما [گل][گل][گل]

آرام

خدا مادرت رو بیامرزه انشاالله بزودی خودتون مادر بشید.آمین