فصلی دیگر از مناجات سپاسگزاران

نیکیت خیمه هایى از عزت برسرم زده و احسانهایت گردن بند هایى به گردنم انداخته که باز نشود و طوقهایى بدان آویخته که نگسلد، نعمتهاى بسیار تو زبان مرا از شمردنش ناتوان کرده و بخششهاى فراوانت خِرد و فهم مر از ادراکش کوتاه کرده تا چه رسد به پى بردن به پایانش و با این ترتیب من چگونه مى توانم تو را سپاسگزارى کنم و همان سپاسگزارى من تازه احتیاج به سپاسگزارى دیگرى دارد و هرگاه بگویم ستایش مخصوص تو است براى همین جمله لازم است دوباره بگویم ستایش مخصوص تو است خدایا چنانچه به لطف خویش ما را خوراک دادى و به پرورش خود پروریدى پس نعمتهاى فراوانت را بر ما کامل کن و ناگواریهاى سخت و بد را از ما دور کن.

/ 1 نظر / 12 بازدید
صبا

عزیزم اینقدربه نداشته هافکرنکن.وقتی بهشون فکرمیکنی تحمل نداشتنشون سخت میشه.به داشته هات فکرکن وشاکرباش