وقتی تو نیستی


وقتی تو نیستی،

خورشید تابناک،

شاید دگر درخشش خود را،

و کهکشان پیر گردش خود را

از یاد میبرد.

و هر گیاه،

از رویش نباتی خود،

بیگانه می شود.

 

و آن پرنده ای،

کز شاخه انار پریده،

پرواز را،

هر چند پر گشوده،

- فراموش میکند .

 

آن برگ زرد بید که با باد،

تا سطح رود قصد سفر داشت .

قانون جذب و جاذبه را در بسیط خاک

مخدوش می کند .

 

آنگاه،

نیروی بس شگرف،

مبهم،

نامرئی،

نور حیات را،

در هر چه هست و نیست،

خاموش می کند

 

 


/ 0 نظر / 16 بازدید